تبلیغات
دل شکسته

آموزش دوخت شلوار زنانه

سه شنبه 19 اردیبهشت 1391 نویسنده: دنیا جعفری |

1-        اول پارچه خیاطی  را به نسبت دور سینه 20 تا 27 سانت مثل درس شماره یک به اضافه 6 سانت چهارلا می کنیم.
2-
از چهارلای باز 6 سانت داخل می رویم و تا پایین آستین می کشیم.
3-
بعد از 6 سانت به نسبت دور سینه گشادی آستین را می کشیم.
4-
برای قوس آستین 20 تا 25 پایین می رویم و خط قسمت بالای آستین را رسم می کنیم.
5-
اگر بلندی آستین را از بالا بکشیم قد آستین شمشیری را به اضافه قوس آستین 20 تا 25 سانت می کنیم. جواب به دست آمده را منهای 15 سانت می کنیم. حاصل تفریق بلندی آستین می شود.
6-
روش دیگر: قد آستین اندازه گرفته شده را منهای 15 سانت می کنیم و از زیر بغل بعد از قوس آستین پایین می رویم.
7-
برای مچ آستین بعد از 6 سانت وسط مستطیل علامت می گذاریم از وسط آستین 4/1 دور مچ به اضافه 2 سانت به سمت چپ و همان اندازه به سمت راست می رویم. بعد دو طرف خط های آستین را رسم می کنیم. سمت روی آستین به موازات قوس آستین گرد می شود.
8-
قسمت روی آستین درز می خورد.

روش دوخت  و آموزش خیاطی
الف- اول برش آستین را می دوزیم.
ب- قسمت بالای آستین را چین می دهیم. معمولاً برای این مدل آستین چین را جمع می کنیم و به قسمت بالای آستین حدود 15 سانت چین می دهیم بعد به لباس وصل می کنیم.

- بخش اول :

1.        آشنایی با انواع پارچه و چرخ خیاطی

2.        آموزش دوخت دگمه و جا دگمه

3.        آموزش دوخت مغزی صاف و اریب

4.        آموزش دوخت جیبهای درز بغل

5.        آشنایی با جیب های دو فیلتوی ساده و با دهنی

6.        آموزش دوخت یک فیلتو و جیب بارانی

7.        آشنایی با شکاف دم دست و دوبل آستینهای کوتاه

8.        آموزش اندازه گیری دامن و شلوار و الگوی دامن

9.        آموزش اندازه گیری دامن و آستر

10.      آموزش برش دامن و آستر

11.      آموزش دوخت دامن

12.      آشنایی با الگوی دامن های پیلدار

13.      آشنایی با حذف ساسون دامن و الگوی دامن های مدل دار

14.      آشنایی با الگوی دامن های کلوش و برش دامن های نیم کلوش

15.      آشنایی با الگوی دامن های ترک و برش دامن های شش ترک

2- بخش دوم و خرید اینترنتی محصول :

1.        آشنایی با الگوی دامن های دور پیلی و دوخت آنها

2.        آشنایی با الگوی شلوار

3.        آموزش دوخت شلوار زنانه

4.        آشنایی با الگوی دامن شلواری

5.        آموزش سایز بندی و اندازه گیری بالا تنه پشت

6.        آشنایی با الگو بالا تنه پیش ( مادر الگو )

7.        آشنایی با الگوی آستین

8.        آشنایی با الگوهای یقه جدا

9.        آموزش تبدیل الگوی مادر به بلور

10.      آموزش برش بلوز

11.      آموزش دوخت بلوز

12.      آموزش برش یقه های سر خود

13.      آشنایی با طرح آستین رگلان

3- بخش سوم :

1.        آشنایی با طرح رگلان ساده و مدل بارداری

2.        آشنایی با رگلان نیمه تنگ

3.        آشنایی با آستین کمینو

4.        آشنایی با دامن عروس

5.        آموزش دوخت شنل با کلاه

6.        آشنایی با دامن برش دار با پارچه لی

7.        آموزش دامن پلیسه راسته

8.        آموزش دامن شلواری بدون پیله و با پیله

9.        چگونگی کشیدن کادر دامن

10.      آموزش دامن پل 1 و 2 و 3

11.      آموزش دامن جیب دار

12.      آموزش چند مدل آستین و یقه

13.      آموزش یقه بی بی ، شال جدا و یقه ملوانی

14.      آموزش زاویه یقه خشتی یا یقه چهارگوش

15.      برگشت انواع سرشانه ها و یقه ملوانی

16.      آموزش دوخت یقه بلوز

17.      آشنایی با دوخت یقه دراپه ( یقه شل )

   


نگاه دوگانه والدین چه تاثیری بر فرزندان می گذارد؟

تفاوت و تبعیض قائل شدن بین فرزندان موضوع جدیدی در خانواده ها نیست. این امر از گذشته های دور تا به امروز وجود داشته است. در گذشته در خانواده های پدرمحور فرزند پسر ارزش بیشتری داشت و در خانواده های مادر محور، دختر بود که جایگاه بالاتری به خود اختصاص می داد. در خانواده های پر تعداد امروزی تنها دختر یا تنها پسر کانون توجه واقع می شود و وقتی بین والدین اختلاف وجود داشته باشد، گرایش به فرزندان غیرهم جنس زیادتر می شود. زن، پسر خانواده را کانون توجه قرار می دهد و مرد، دختر خانواده را به جایگاه بالاتری می رساند.

از زوایای مختلف می توان درباره دلایل گرایش والدین به یک فرزند و تبعیض قائل شدن بین فرزندان گفت وگو کرد.
در این مطلب ما به بیان نقش سلسله مراتب قدرت در تبعیض قائل شدن بین فرزندان و آینده فرزندانی که نورچشمی والدین هستند، پرداخته ایم.

مشکلات نورچشمی ها

معمولا والدین یکی از فرزندان خود را بیشتر دوست دارند و معمولا همان فرزند قربانی می شود، زیرا رشوه زیادی از پدر و مادرش دریافت می کند.به این فرزند محبت و توجه زیادی می شود و امکانات بیشتری در اختیار وی قرار می گیرد. این محبت های افراطی باعث می شود که او نتواند در زندگی آینده اش موفق عمل کند، میزان سازگاری او در زندگی کمتر است و تاب مقاومت در برابر مشکلات را ندارد زیرا همواره از حمایت های بی دریغ والدین برخوردار بوده است. این دسته از افراد یا در زندگی بسیار دست و پا چلفتی می شوند و یا زورگو که در هر دو صورت ناموفق خواهند بود. دکتر شهرام ناصری با بیان این مطلب ادامه می دهد: بدون شک والدین همه فرزندان خود را دوست دارند اما تفاوت در چگونه دوست داشتن است. در واقع آن ها در چگونگی دوست داشتن بین فرزندان فرق می گذارند.نکته بسیار مهم اما فراموش شده در بسیاری از خانواده ها این است که والدین نمی دانند نقش پدرانه و مادرانه چقدر در زندگی و آینده کودک مهم است. پدر و مادر فرزندان خود را دوست دارند اما باید به شیوه های متفاوتی آن ها را دوست داشته باشند. مهر و محبت مادر باید بی قید و شرط و محبت پدر باید مشروط باشد زیرا نقش پدرانه این گونه اقتضا می کند. این در حالی است که در بسیاری از خانواده ها دو مادر در خانواده وجود دارد. به بیان دیگر پدر و مادر هر دو تلاش می کنند که به کودک بی قید و شرط محبت کنند و می پندارند این شیوه بهترین روش تربیتی است. هر دو در عرض هم قرار می گیرند و سلسله مراتب قدرت در خانواده وجود ندارد.
سلسله مراتب قدرت
در خانواده باید مرد در راس هرم قدرت باشد. مهر و محبت خود را به اعضای خانواده ابراز کند و توان این کار را داشته باشد اما باید محبتش به فرزندان مشروط باشد و بین فرزندان بنا به تفاوت های شخصیتی و سنی تفاوت قائل شود. در خانواده پس از پدر و مادر، فرزند در رتبه سوم قرار دارد. در حالی که بسیاری از والدین فرزند را راس هرم قدرت خانواده می نشانند و فکر می کنند با این کار چه ایثار و گذشتی از خود نشان داده اند.رعایت سلسله مراتب قدرت به قدری در خانواده های امروزی نامانوس است که گویی والدین می خواهند ظلم کنند. در صورتی که رعایت این مسئله لطف به فرزندان است زیرا اگر هر فردی به اندازه خودش قدر ببیند برای رسیدن به جای بهتر با دیگران رقابت نمی کند و از آنچه هست راضی است. این سلسله مراتب توسط پدر تعیین و اجرا می شود.مادر نیز باید تابع این سلسله مراتب قدرت باشد و پس از پدر جایگاه دوم را در اختیار داشته باشد. شکایت فرزندان از نادیده گرفته شدن توسط والدین، اغلب از رعایت نشدن سلسله مراتب در خانواده ناشی می شود و…فرزندانی که جایگاه خود و خواهر یا برادر در خانواده را به درستی درک نکرده اند بیشتر ممکن است از بی اعتنایی یا بی توجهی والدین شکایت کنند.
نقش پدر
دکتر ناصری با اشاره به این که متاسفانه بیشتر پدران در خانواده های امروزی خود را دست کم می گیرند، تصریح می کند: نقش پدر در خانواده و جایگاه مناسب وی می تواند از بروز بسیاری از آسیب ها در خانواده پیشگیری کند. محبت پدر به اندازه مادر با ارزش اما مشروط است.یک پدر در صورتی فرزندانش را دوست دارد که شروطی را که گذاشته است، رعایت کنند و خواسته هایش را برآورده سازند. این طرز رفتار معامله نیست بلکه اهرمی برای تربیت و اجتماعی کردن فرزندان است. پدر باید در خانواده قانون بگذارد و سلسله مراتب قدرت را تعیین کند. اول از همه باید بتواند اعمال قدرت کند و بدون احساس گناه یا خجالت، قوانین را سختگیرانه اما با مهربانی اجرا کند. بار دیگر تاکید می کنیم که فرزندان به ۲ مادر نیاز ندارند و وجود پدر ضروری است.
تفاوت، تبعیض
وی در پاسخ به این سوال که چرا با وجود سلسله مراتب قدرت در خانواده باز هم والدین ممکن است به یک فرزند محبت بیشتری نشان دهند، می گوید: هر فردی پس از والد شدن همچنان انسان است؛ انسانی با تمام کم و کاستی ها و خلاءهای شخصیتی. بنابراین کاملا طبیعی است که یکی از بچه ها بیشتر از بقیه مورد توجه قرار بگیرد و این خطا و یا گناهی نیست که والدین مرتکب آن می شوند. این مسئله به ویژه در فرهنگ رایج امروزی با توجه به طرح مسائلی مانند عدالت، مساوات و برابری در همه زمینه ها، بیشتر نمود پیدا می کند. بنابراین تاکید می کنیم که با رعایت سلسله مراتب قدرت و در صورت قرار گرفتن پدر در راس هرم قدرت در خانواده این مشکل خود به خود رفع می شود و اگر هم شکایتی باشد، غیرمنطقی است. پدر باید بر حسب توانایی ها بین فرزندان تفاوت قائل شود، اعمال قدرت کند، جایگاه هر فردی را تعیین و نقش خود را بازی کند. هیچ یک از این کارها به مفهوم تبعیض گذاشتن بین فرزندان نیست.این مشاور خانواده با اشاره به این که به هم ریختن سلسله مراتب قدرت در خانواده تبعیض نام دارد، تاکید می کند: اگر عضوی از اعضای خانواده که جایگاه پایین تری دارد، امتیازات بیشتری دریافت کند تبعیض روی داده و این عضو ممکن است کوچک ترین فرزند یا اولین فرزند باشد. در بسیاری از خانواده های امروزی و طبق فرهنگ قدیمی و سنتی ما، فرزندان ارشد خانواده ارج و قرب بیشتری نسبت به دیگر فرزندان دارند. اما درست به همین دلیل آسیب پذیرترند. این افراد غیراجتماعی هستند. بخشش کمتری دارند زیرا همواره کانون توجه و محبت بوده اند و توقع دارند در زندگی آینده شان هم همین اتفاق بیفتد. آن ها در سازگاری و انطباق پذیری با محیط پیرامون بیشتر دچار مشکل می شوند زیرا همواره چتر حمایتی بزرگ والدین روی سر آن ها بوده است. بچه های بزرگ تر از زندگی لذت کمتری می برند زیرا آستانه لذت بالایی را تجربه کرده اند و هرگز نمی توانند با لذت های کوچک و جزئی زندگی شادی داشته باشند و در حالی که خواهر و برادرهای کوچک تر با اندک چیزی شاد می شوند، آن ها نمی توانند آن میزان شادی را با دستاوردهای بزرگ تر تجربه کنند.گاهی در خانواده ها به فرزند کوچک تر توجه بیشتری می شود و حتی خواهر و برادرها تمایل زیادی به ابراز محبت به او دارند. فرزند کوچک بیشتر به علت سن کم و ضعف مورد حمایت والدین به ویژه مادر قرار می گیرد که این امر او را آسیب پذیر می کند. زیرا او همواره احساس وابستگی و نبود استقلال می کند و حمایت همه جانبه و همیشگی والدین را می خواهد و در صورت نبود این حمایت به سرعت احساس ضعف و ناتوانی می کند.

   


قبل از ازدواج حسابی با نامزدتان دعوا کنید !!

دعواهای دوران نامزدی و عقد را تا چه حد جدی بگیریم؟
زهرا صفری فروشان کارشناس ارشد روانشناسی و مشاور بهزیستی استان اصفهان در این باره به  گفت: در ابتدا باید دوران نامزدی و عقد را از یکدیگر تفکیک کرد.
دوران نامزدی دورانی است که قراردادی بین خانواده ها بسته می‌شود تا دختر و پسر همدیگر را بهتر بشناسند اما در دوران عقد این قرارداد کاملا قانونی و شرعی می شود ، در نتیجه بحث و اختلاف نظر در دوران نامزدی طبیعی است.
 زیرا در بعضی موارد تفاهم وجود ندارد و دختر و پسر مجبورند برای رسیدن به تفاهم برسر یک موضوع کمی اختلاف نظر داشته باشند. در واقع در این بحث‌ها در دوران نامزدی، مواضع افراد مشخص می شود.
 وجود تعارض و اختلاف نظر نشانه پویایی است و نشاندهنده این مطلب است که هر دو نفر برای آن زندگی اهمیت قائل اند. در واقع اگر دو نفر هیچ اختلافی نداشته باشند، نسبت به زندگی بی تفاوت هستند؛ اما داشتن مهارت برای کنار آمدن با این اختلاف نظر می‌تواند میزان مسوولیت پذیری افراد و حل کردن مشکلات توسط فرد را نشان دهد.
 در دوران عقد با توجه به اینکه روابط کمی نزدیک‌تر و عاطفی‌تر می شود ممکن است برخی از آن مشکلات همچنان ادامه یابد و یا حتی ممکن است تشدید شود و یا اینکه با توجه به آموزش‌های لازم و مشاوره‌ها کمتر شود.
 این عقیده که اگر عقد کنید، مشکلات حل می‌شود و یا ازدواج کنید و در نهایت با بچه دار شدن مشکل حل می‌شود کاملا اشتباه است. زیرا اگر این مشکلات بدون حل شدن از دوران نامزدی به عقد و در نهایت به ازدواج منتقل شود، سربسته می‌ماند و باعث بروز مشکلات بیشتر می‌شود.
 وجود فرزند در خانواده دنیای جدیدی را ایجاد می کند و مسایل و شرایط جدید از جمله مشکلات مالی و عاطفی ایجاد می‌شود و اگر زن و شوهر نتوانسته باشند در مدت عدم حضور فرزند با هم صمیمی شوند، حضور فرزند باعث تشدید اختلافات می‌شود.
اما در موارد محدودی زندگی مسالمت آمیز بخاطر حضور فرزند شکل می‌گیرد. یعنی ما به خاطر فرزندمان باید با هم کنار بیاییم که معمولا این عقیده در قدیم جواب می‌داد اما در جامعه امروز کمتر با چنین مواردی روبه رو می‌شویم.

   


آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :